تبليغاتX
اموزش زبان هندی

سلام دوستان عزیز.بسیاری از شماها مجدداً حروف الفبای هندی رو از من خواسته بودید.من رو ببخشید که یک کم دیر برای شما این کار رو انجام دادم.اینم حروف به علاوه ی حروف صدادار و اجرا کردن انها بر روی صفحه کلید«اگر زبان هندی دستگاه شمافعالنیست،توسط برنامه ی«Regional and Language Options»در«Control Panel»با گذاشتن سی دی ویندوز مربوطه،زبان هندی خود را فعال کنید».

اگر در هنگام نوشتن حروف هندی،شیفت را فشار ندهید،حروف ها به این ترتیب نوشته میشوند:«نوشته ی اول:حرف هندی.نوشته ی دوم و سوم:تلفظ فارسی و انگلیسی. نوشته ی چهارم:اجرا بر روی صفحه کلید.»

:اَو:au:q.

:اِی:ai:w.

:آ:aa:e.

:ایـی:ee:r.

:اوو:oo:t.

:با:baa:y.

:ها:haa:u.

:قا:ghaa:i.

:دا:daa:o.

:جا:jaa:p.

:دا:daa:[.

:نقطه برای تبدیل به زبان فارسی«ख़:خا»:].

:اَ،آ:a,aa:\.

:اُ:o:a.

:اِ،ه:e:s.

:برای استفاده در زمان ساکن بودن و به هم چسباندن:d.

ि:ای:i:f.

:او:u:g.

:پا:paa:h.

:را:raa:j.

:کا:kaa:k.

:تا:taa:l.

:چا:chaa:;.

:تا:taa:''.

:نون ساکن:n:x.

:ما:maa:c.

:نا:naa:v.

:وا:vaa:b.

:لا:laa:n.

:سا:saa:m.

:یا:yaa:/.

:ر+یک«ی»کوتاه که برای تنظیم بین دوحرف میاید:ree:=.

اما اگر شیفت را فشار دهید:

:اَو:au:Q.

:اِی:ai:W.

:آ:aa:E.

:ایـی:ee:R.

:اوو:oo:T.

:بـِـهـا:beh haa:Y.

:نا:naa:U.

:قـِـهـا:gheh haa:I.

:دِهـا:deh haa:O.

:جـِـهـا:jeh haa:P.

:دِهـا:deh haa:{.

:نا:naa:}.

:اَ،آ«بلند تر»:a,aa:|.

:اُ:o:A.

:اِ،ه:e:S.

:اَ:a:D.

:ای:i:F.

:او:u:G.

:پــِـهـا:peh haa:H.

:کِـهـا:keh haa:K.

:تِـهـا:teh haa:L.

:چــِـهـا:cheh haa: :.

:تِـهـا:teh haa:".

:نون ساکن:n:X.

:نـا:naa:C.

:لِـهـا:leh haa:N.

:شـا:shaa:M.

:شـا:shaa:<.

:اِ،اَ:e,a:!.

:ــِـ،ــَـ:e,a:@.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/21 ساعت 14:56 | لینک ثابت |

سلام.امروز قصد دارم که برای شما حالت ملکی در زبان هندی رو بنویسم.حالت ملکی در زبان هندی به وسیله ی«کا»بیان میگردد:आदमीकाघोड़ा:آدَمـی کا قــُـرا:اسب مرد:aadamee kaa ghoraa.

نکته:هر چند که پسوند«का:از،ان،به»کلمه ی قبلی را تابع خود میکند،تشکیل ان به وسیله ی نوع و تعداد اسم هایی که بعد از ان میایند،مرتب میشود:

1-का:برای حالت فاعلی مفرد مذکر به کار برده میشود:مثال بالا.

2-के:برای حالت فاعلی جمع مذکر و برای حالت غیر مستقیم به کار

میرود«برای همه چیز جز مفردها»:लालकेघोड़े:لال که قــُـره:اسب های لعل:laal ke ghore.

3-की:برای تمام مؤنث ها،چه حالات فاعلی،و چه حالات غیر مستقیم:

रानीकीघोड़ी:رانیـی کیـی قــُـریـی:مادیان رانی:raanee kee ghoree.

لغات:

पिता:پـیـتـا:پـدر:pitaa.

बाप,बाब:باپ،باب:پـدر:baap,baab.

माता:مـاتـا:مـادر:maataa.

माँ:مـان:مـادر:maan.

बाई:بـایـی:برادر:baaee.

बहिन:بـَـهـیـن:خواهـر:bahin.

बहन:بـَـهَـن:خواهـر:bahan.

बेता:بــِـتـا:پـسـر:betaa,behtaa.

बेती:بــِـتـیـی:دخـتـر:betee,behtee.

मालिक:مـالـیـک:مالک،صاحب:maalik.

नम्बरदार,नम्बर्दार:نـَـمـبَـردار:کـد خدا:nambardaar.

लम्बरदार,लम्बर्दार:لـَـمـبَـردار:کـد خدا:lambardaar.

पटेल:پَـتِـل:کـد خدا:patel.

किराया:کـیـرایـا:اجاره:kiraaya.

पुल:پـول:پـل:pul.

दाम:دام:قـیـمـت:daam.

कीमत:کـیـیـمَـت:قـیـمـت:keemat.

रीति:ریـیـتـی:رسم،سنت:reeti.

दस्तूर:دَسـتـوور:رسم،سنت:dastoor.

हवापानी:هـاوا پـانـیـی:اب و هوا:haavaa paanee.

आबोहवा:اب و هـاوا:اب و هوا:aabo haavaa.

डब्भा,डब्बा:دَبـّـا:حلبی،قوطی:dabbaa.

चाबी:چـابـیـی:کلید:chaabee.

कुँजी,कुजी:کـونـجـیـی،کـوجـیـی:کلید:kunjee,kujee.

जेब:جـِـب:جیب:jeb.

ज़ीन:زیـن:زیـن:zeen.

गिर्जा:قـیـرجـا:کلیسا:ghirjaa.

देवल:دِوَل:کلیسا:deval,dehval.

मन्दिर:مَـنـدیـر:پرستشگاه،معبد هندی:mandir.

मन्दर:مَـنـدَر:پرستشگاه،معبد هندی:mandar.

मस्जिद:مَـسـجـیـد:مسجد:masjid.

جملات هندی و فارسی:

لطفاً به جملاتی که برای شما مینویسم،خوب دقت کنین و بهشون جواب بدین.

جملات هندی:

वहकिसकाघोराहै:وُ کـیـس کـا قــُـرا هه:wo kis kaa ghoraa hai?.

यहकिसकीदुकानहै:یه کـیـس کـیـی دوکان هه:yeh kis kee dukaan hai?.

इनदुकानकामालिककौनहै:ایـن دوکـان کـا مـالـیـک کــَـون«کــُـن»هـه:

in dukaan kaa maalik kaun(kuon)hai?.

आपकेपिताजीकानामक्याहै:آپ کـه پـتـاجـیـی کـا نـام کـیـا هـه:

aap ke pitaa jee naam kiya hai?.

جملات فارسی:

مغازه ی خیاطی کجاست؟.

کلید ان جعبه کجاست؟.

برو داخل اطاق او.

قیمت این کتاب چقدر است؟.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/21 ساعت 14:52 | لینک ثابت |

با کلیک کردن بر روی هر یک از این ها عکس های مورد علاقه ی

خود را انتخاب کنین.رانی.کجول.اشوارییا.دایا میرزا.کرینا کاپور.کریشما کپور.

شاهرخ خان.هتریک روشن.عامر خان.جان ابراهام.شاهرخ خان.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/18 ساعت 16:31 | لینک ثابت |

سلام دوستان عزیز.من میخوام که امروز فرمول های غیر مستقیم رو برای شما عزیزان بنویسم که امیدوارم که به درد شما بخره.در ضمن منو ببخشید که تا این جا نتونستم که این زبان رو به نحو احسنت به شما دوستان یاد بده.زمانی که یک اسم یا ضمیر با یک پسوند دنبال شوند،میگوییم که به صورت غیر مستقیم بیان شده است.پسوندها به این شکل هستند:

का:برای مفرد مذکر.के:برای جمع مذکر.की:برای مفرد و جمع مؤنث و از اقسام این

کلمات که اروم اروم در طول اموزش این زبان با اونها اشنا میشین.

وقتی که این کلمات با اسمی بیان،اگر کلمه مذکر باشد،حرف اخر را به«ों:اُن»تبدیل میکنیم.همانند این عمل رو برای مؤنث ها انجام میدهیم:

घोड़ा:قــُـرا:اسب:ghoraa.

घोड़ोंपर:قــُـرُن پَـر:روی اسب:ghoron par.

घोड़ियाँ:قــُـریـیـان:مادیان ها:ghoriyan.

घोड़ियोंपर:قــُـریـیـان پَـر:روی مادیان ها:ghoriyon par.

نکته:زمانی که(به طرف)با افعال حرکتی مانند:

«आना,जाना,लाना,लेजाना,मंगाना,पहुँचना»استفاده میشوند،به وسیله ی «केपास»میاید که نشان دهنده ی حرکت به سوی یک موضوع جاندار را نشان میدهد:

उसकेपासजाओ:اوس که پاس جااُ:برو به طرف او:us keh paas jaao.

اما زمانی که حرکت به سوی یک موضوع غیر جاندار باشد،هم میتونیم از«को» و هم بدون ان استفاده کنیم:घरकोजाओ:گِـهـَـر کُ جااُ:به خانه برو:ghehar ko jaao.

घरजाओ:گِـهـَـر جااُ:به خانه برو:ghehar jaao.

لغات:

पेड़:پــِـر:درخت:pehr.

वृक्ष:وَریـکش،وَریـکشا:درخت:varicksh,varickshaa.

पौदा:پَـودا:کاشتن:paudaa.

झाड़ी:جاریـی:بوته،شاخه:jaaree.

नह्र,नहर:نـَـهـر،نـَـهَـر:کانال،ابراه:nahr,nahar.

दाना:دانا:دانه:daanaa.

अनाज:اَناج:دانه:anaaj.

प्रत्येक:اِپـرَتـیـِک:هر کدام:eprat yek.

हरएक:هَـر اِک:هر کدام:har ek.

असबाब:اَسـباب:اسباب و اثاثیه:asbaab.

ऊँट:اوونت:شتر:oont.

मुसाफ़िर:موسافیر:مسافر:musaafir.

घन्चा:گــَـنـتا:ساعت:gantaa.

टिकट:تـیـکـَـت:تمبر:tikat.

दफ़ा:دافا:دفعه،بار:daafaa.

बार:بار:دفعه،بار:baar.

लगाना:لاگانا:زدن،به معنی بنا کردن:laagaanaa.

जमाना:جامانا:زدن،به معنی بنا کردن،کاشتن:jaamaanaa.

काटडालना:کات دالـنا:بریدن:kaat daalnaa.

جملات هندی و فارسی:

من این بار میخوام که موضوع رو یکم سختش کنم.جملات هندی رو با تلظـشون برای شما مینویسم،ولی معنی اونها رو به عهده ی شما میزارم.امیدوارم که جواب اونها رو بنویسین:

एकघन्टेकेबादगाड़ीतैयारकरो:اِک گــَـنـتـه که باد گاریـی تِـیـیار کـرُ:

ek gante ke baad gaaree taiyar karo.

डाक ख़ाने को कौनसा रास्ता जाता है:داک خانه کُـونـسا راسـتا جاتا هه؟:

?daak khaane ko kaunsaa raastaa jaataa hai

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/18 ساعت 16:4 | لینک ثابت |

سلام دوستان.از امروز بخش دوم اموزش زبان هندی رو به امید خدا شروع میکنیم.اسم ها از نظر نوع به دو دسته ی:مذکر ومؤنث تقسیم میشوند که به شرح زیر میباشند:

1-مذکر:

اسم های که با«الف»ختم میشوند،عموماً مذکر هستند:

घोड़ा:قــُـرا:اسب:ghoraa.

2-مؤنث:

اسم های که با«ि,,,,,,,»عموماً مؤنث هستند:घोड़ी:قــُـریـی:مادیان:ghoree.

बात:بات:کلمه،موضوع:baat.

3-اسم های که با دیگر حروف به پایان میرسند اکثراً مذکر هستند:घर:گِهَـر:خانه:ghehar.

قوانین لازم برای تشکیل جمع:

1-اسم های مذکری که با«»ختم میشوند،با عوض کردن«»به«»تشکیل میشوند:

घोड़ा:قــُـرا:اسب:ghoraa.

घोड़े:قــُـره:اسب ها:ghoreh.

2-اسم های مذکری که با دیگر حروف ختم میشوند،در جمع فاعلی عوض نمیشوند:घर:گِهَـر:خانه،خانه ها:ghehar.

3-اسم های که با«ि,»ختم میشوند؛اول از همه چه«»باشد و چه«ि»به«ی»کوتاه،یعنی«ि»تبدیل میشوند و سپس به انها«याँ:یان»اضافه میکنیم:

घोड़ी:قــُـریـی:مادیان:ghoree.

घोड़ियाँ:قــُـریـیان:مادیان ها:ghoriyan.

4-اسم های مؤنثی که با دیگر حروف ختم میشوند،با اضافه کردن«اِن»به انها تشکیل میشوند:

बात:بات:کلمه،موضوع:baat.मेज़:مِـز،میز:میز:mez,miz.

कोशिश:کــُـشـیـش:کوشش:koshish.

बातें:باتِـن:کلمه ها،موضوعها:baaten.मेज़ें:مِـزــِـن،مـیـزــِـن:میزها:mezen,mizen.

कोशिशें:کــُـشـیـشـِـن:کوشش ها:koshishen.

لغات:

जानवर:جانوَر:جانور،حیوان:janvar.

बिल्ली:بـیـلّـیـی:گربه:billee.

मक्खी:مَـکّـیـی:مگس:makkee.

कमीस:کــَـمیـیـس:پیراهـن:kamees.

पतलून:پَـتـلـوون:شـلـوار:patloon.

पाजामा:پاجاما:پـیـژامـه،شـلـوار:paajhaamaa.

तोपी:تـُـپـیـی:کلاه:topee.

मोज़े:مُـزه:جوراب:mozeh.

लकरी:لـَـکـریـی:چوب:lakree.

पत्थर:پَـتـتـَـر:سنگ:pattar.

बालटी:بالـتـیـی:سطل:baaltee.

टोकरी:تـُـکـریـی:سبد:tokree.

जहाज़:جاهاز:کـَـشـتـی،قایق:jaahaaz.

किश्ती:کـیـشـتـی:کـَـشـتـی،قایق:kishtee.

नाव:ناو:کـَـشـتـی،قایق:naav.

क़लम:قـَـلـَـم،کـَـلـَـم:قلم،خود کار:qalam,kalam.

लेखनी:لِـکـنـیـی،لـیـکـنـیـی:قلم،خود کار:leknee,liknee.

तक्लीफ़:تـَکـلـیـیـف:زحمت:takleef.

कष्त:کـَـشـت:زحمت:kasht.

सताना:ساتانا:زحمت دادن:saataanaa.

तक्लीफ़देना:تـَـکـلـیـیـف دِنا:زحمت دادن:takleef denaa.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/18 ساعت 15:53 | لینک ثابت |

سلام دوستان عزیز.من با اجازه ی شما میخواستم که جواب سؤالها لیلا خانم را بدهم.اولین سؤال:لیلا ی عزیز من باید بگم که ماهـیا یک کلمه ی پنجابی هستش و به معنی یار،دلدار،عزیز و یه چیزی تو این مایه ها.اما منظورت رو از دومین کلمه نفهمیدم که امیدوارم من رو ببخشید.

دومین سؤال:همونطور که میدونین اسم من شهرام هستش.من19 سال و 4 ماه دارم.الان در مقطع پیش دانشگاهی در رشته ی تجربی مشغول به تحصیل هستم.ورزش مورد علاقه ی من بسکتبال هستش.در اوقات بیکاری با اینترنت کار میکنم.کشور های مورد علاقم بعد از ایران،هند و المان هستند،چون که از سنل اریایی و نژاد برتر هستند.البطه این نظر من هستش.من اگر که خدا بخواهد پس از پایان تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی میخوام که یکبار در کنکور شرکت کنم که اگر قبول شدم به ادامه ی تحصیلم در ایران ادامه دهم،و اگر که این چنین نشد،قصد دارم که به هندوستان سفر کنم که یکی از ارزوهای من است.البطه من برای تحصیل به هندوستان خواهم رفت.ان هم به شهر ایرانی ها که اسمش پونا هستش.شاید این حرف من مسخره و احمقانه به نظر بیاید،ولی وقتی که داریم تلاش میکنیم تا این زبان نسبتاً سخت رو یاد بگیریم،باید یک روزی و در یک جایی ازش استفاده کنیم.یکی دیگر از ارزوهای من این است که اگر باز هم خدا بخواهد در سینمای هند حضور پیدا کنم و در بالیوود بازی کنم.چرا که نه، هم اکنون چند تا از بازیگران بزرگ بالیوود ایرانی هستند یا یک رگه و یا یک نسل اونها به ایرانی ها میخوره؛پس باز هم میگم که چرا یکی از بازیگران بزرگ سینمای هند،اصلاً همشون ایرانی نباشند:بازیگری چون جان ابراهام دورگه است و مادرش ایرانی است.امیدوارم که این بیوگرافی کوتاه از من،شما رو با روحیات ونظراتم اشنا کنه.اگه که بازهم سؤالی داشتید بپرسید که اگه تونستم بهتون جواب بدهم.

فعلاً خداحافظ.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/18 ساعت 15:51 | لینک ثابت |

با سلام خدمت شما دوستان عزیز.امروز میخوام پس از نوشتن چند لغت،زمان وجه شرطی حال رو برای شما بنویسم.

لغات:

रोगी:رُقیی:بیمار:roghee.

बीमार:بییمار:بیمار:beemaar.

रोग،बीमारी،व्याधि:رُق،بییماری،وییادی:بیماری:rogh,beemaaree,viyadi.

घी:قیی:کره ی روشن:ghee.

भागजाना:باق جانا:فرار کردن:bhaagh jaan.

रवानाहोना:راوانا هُـنا:عازم شدن،شروع کردن:raavaanaa honaa.

सिधारना:سیدارنا:عازم شدن،شروع کردن:sidaarnaa.

रास्ताभूलजाना:راستا بوول جانا:راه را گم کردن:raastaa bool jana.

नहाना:ناهانا:دوش گرفتن:naahaanaa.

शुरूकरना:شورووکـَـرنا:شروع کردن:shuroo karnaa.

ٍआरम्भकरना:آرمب کرنا:شروع کردن:aarmbh karnaa.

समाप्तकरला:ساماپت کرنا:تمام کردن:saamaapt karnaa.

समयपर،वक्तपर:سَـمَـیا پَـر،وَکـت پَـر:سر موقع:vakt par,samaya par.

मानना:ماننا:اطاعت کردن:maannaa.

وجه شرطی حال:این زمان فقط با حذف کردن«گا،گه و....»از زمان اینده به دست میاد که اینگونه صرف میشوند:

مفرد:

मैंबोलूँ:مِـین بُـلوون:امکان دارد صحبت کنم:main boloon.

तूबोले:توو بُـله:امکان دارد صحبت کنی:too boleh.

वहबोले:وُ بُـله:امکان دارد صحبت کند:woh boleh.

جمع:

हमबोलें:هَـم،هام بُـلِـن:امکان دارد صحبت کنیم:ham,haam bolehn.

तुमबोलो:توم بُـلُ:امکان دارد صحبت کنید:tum bolo.

आपबोलें:آپ بُـلِـن:امکان دارد صحبت کنید:aap bolehn.

वेबोलें:وــِـ،وه،وی بُـلِـن:امکان دارد صحبت کنند:weh,wi bolehn.

موارد کار برد:

1-هرگاه زمان نا معیینی از حال اتفاق افتاد،بعد از«आगर,के,कि و.....»از این زمان استفاده میشود:अगर वे पूछें:اگر وــِـ،وه،وی پووچـِـن:اگر انها بپرسند: agar weh,wi poochehn.

2-وقتی که در جمله خواهش و اجازه به کار رود:मैं जाऊँ:مِـین جاوون:میتوانم بروم:main jaoon.

3-در تفسیر کردن کاری که توانایی انجام دادن ان وجود داشته باشد کلمه های«शायद,कदाचित»هر دو به معنی«شاید» به وجه شرطی حال اضافه میشوند که به صورت زیر نوشته میشوند:

शायद,कदाचित वह आज आए:شایَد،کاداچیت وُ آج آاِ:شاید،امکان دارد او امروز بیاید:

shaayad,kaadaachit woh aaj aae.

4-زمانی در وجه شرطی حال بخواهیم از دستور دادن استفاده کنیم،بعد از دستور دادن از«कि:که،ان»به سرعت استفاده کرده و بعد وجه شرطی حال را به ان اضافه میکنیم:

उस से कहो कि अन्दर आए:اوس سه کــَـهُ کی اَندَر آاِ:به او بگو که بیاد تو:

us seh kaho ki andar aae.

زمان وجه شرطی«होना»بی قاعده است:

مفرد:

मैंहुँ:مِـین هون:شاید من،امکان دارد من:main hun.

तूहो:توو هُ:شاید تو،امکان دارد تو:too ho.

वहहो:وُ هُ:شاید او،امکان دارد او:woh ho.

جمع:

हमहों:هَـم،هام هُـن:شاید ما،امکان دارد ما:ham,haam hon.

तुमहो:توم هُ:شاید شما،امکان دارد شما:tum ho.

आपहों:آپ هُـن:شاید شما،امکان دارد شما:aap hon.

वेहों:وــِـ،وه،وی هُـن:شاید انها ایشان،امکان دارد انها ایشان:weh,wi hon.

بعد از به پایان رسیدن این مبحث باید جواب خاطره خانم را بدهم که لطف کردن و بر سر من منت گذاشتن و جمله هایی رو که به فارسی نوشته بودم به هندی برگردونده و برای من نوشته بودند.خاطره جان با عرض معذرت،باید به خدمت شما برسونم که تمام جمله هایی رو نوشتین به غیر از چندتا نکته ی دستوری که خود من اون ها رو نگفته بودم،درست بودند.من با این کار فهمیدم که شما با این که اونها رو نمیدونستین،ولی باز هم جواب دادید که این کار شما قابل تحسینه.

توجه:دوستان عزیز بخش اول اموزش زبان هندی در ایجا به پایان رسید.امیدوارم که تونسته باشم در این تعداد جلسات کم و مجازی کمی به شما کمک کرده باشم تا بتونیم با هم یکی از زیباترین زبان های دنیا رو پس از زبان مادری و زبان انگلیسی رو یاد بگیریم.در جلسات بعدی قواعد و نکات دیگری از زبان هندی رو برای شمامینویسم.به امید ان روزی که همگی این زبان رو به راحتی و اسانی زبان فارسی صحبت کرده و بنویسم.تا ان روز خدا نگهدار.फिर मिलेंगे.

نوشته شده توسط شهرام در 84/07/15 ساعت 14:22 | لینک ثابت |
 
offshore